در کوچه سار شب

دل نوشته های یک مرد تنها

 
زندونی
نویسنده : مهرداد - ساعت ۱٠:٠۸ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۳ اردیبهشت ۱۳٩۱
 

یکی دو هفته ای میشه که جدیدترین اهنگ حسین زمان به نام زندونی منتشر شده و حسابی سر وصدا کرده. اهنگساز این کار علیرضا افکاری هست. ترانه ش رو شخصی با  نام مستعار د.ر سروده.کار بسیار عالی و شنیدنی از اب دراومده.حسین زمان در صفحه فیس بوک خود شماره حسابی برای پرداخت هزینه دانلود اهنگ معرفی کرده.

 

 

کجایی که تنهایی و بی کسی...با من آشنا کرده حس غمو

ببین داغِ دوری از آغوشِ تو...به زانو درآورده احساسمو

 

همه فکر و ذکرم شدی و هنوز...داره آب می شه دلم پای تو

ببین قفلِ لب های من وا شده...منو قصه گو کرده چشمای تو

 

خیالم رو از عمقِ دلواپسی...تا رویای بوسیدنت می برم

سکوتِ شبو گریه پُر می کنه...شبایی که از خواب تو می پَرم

 

نشد قسمتم باشی و پیش تو...به لبخند هر روزت عادت کنم

منو محوِ چشمای مستت کنی...تو رو مثل کعبه عبادت کنم

 

من این کنج زندون،ماتم زده...تو بیرون از اینجا تو رویای من

من این گوشه جای تو غم می خورم...تو بیرون از این میله ها جای من

 

دارم تو هوای تو پَر می زنم...داری غصه هامو نفَس می کِشی

به یادت رها می شم از این قفس...تو از غصه ی من قفس می کِشی

 

از این شهر خاکستری دلخورم...از این بغضِ پیچیده تو لحظه ها

تو این روزهای پُر از بی کسی...تو تنها،تنها تو موندی بَرام

 

نباید چشامون از عشق تَر بشه...به خشکیِ این شهر بَرمیخوره

هنوزم یکی توی پس کوچه ها...داره عاشقی ها رو سَر می بُره

 

 

  

 
comment نظرات ()
 
 
اولین مسافرت مجردی گروهی من
نویسنده : مهرداد - ساعت ۱۱:٠٠ ‎ق.ظ روز جمعه ٢۸ بهمن ۱۳٩٠
 

سه روز مرخصی گرفتم و به همراه دوستان به شیراز رفتیم. با ماشین مدل بالای دوستم.سوزوکی ویتارا. نفری دویست و پنجاه هزار تومن دنگ  گذاشتیم.جایی نبود که تو شیراز نرفته باشیم. از باغ ارم و حافظیه تا بلوار چمران و دروازه قران و ... . سپیدان هم رفتیم برای برف بازی و سوار تیوپ شدن و از کوه پاییین اومدن. ولی انصافا رستوران شاطر عباس یه چیز دیگه بود و حسابی تا جا داشتم دولپی خوردم. اخر سر هم سوغات ، عرقیات و کلوچه مسقطی گرفتم.یه پنجشنبه و جمعه هم خورد به روزهای بعد از مرخصی و شنبه هم که بیست و دوی بهمن بود و خلاصه خیلی خوش گذشت.

 

پ ن : خدا کنه بازی فردا رو استقلال ببره.برانکو بعد از شش سال دوباره در ازادی باید ببازه. یه لشگر مصدوم داره واسه بازی فردا.آندو ،جباری ،  زندی و میداودی.

 

پ ن : موزیک ویدئوی گروه تیک تاک و امیر اسید و ارغوان خیلی با حاله. دیدنش رو از دست ندین. ارون اراد هم بد نیست.


 
comment نظرات ()
 
 
پای شکسته و باقی قضایا
نویسنده : مهرداد - ساعت ۱۱:۱۳ ‎ق.ظ روز جمعه ۳٠ دی ۱۳٩٠
 

تو حادثه ای که در محل کارم اتفاق افتاد ، پام شکست. دکتر یک ماه استراحت پزشکی بهم داد.نتیجه بی احتیاطی خودم باعث شد که هم به درسام برسم و هم اینکه قدر سلامتی رو بیشتر از همیشه بدونم.الانم مشغول فیزیوتراپیم.تو این مدت دانشگاه نرفتم.نامه  استرحت پزشکی رو یکی از دوستانم به مدیر گروه داد و اونم موافقت کرد.با یکی از اساتید که به قول خودش روی حضور غیاب آلرژی داره قبلش صحبت کردم. مخالفتی نداشت.امتحانام تموم شد هرچند زیاد این ترم واحد نگرفته بودم و تازه یه سه واحدی اختیاری رو خذف کردم!

 

دوران افت استقلال ظاهرا نمیخواد تموم شه.رفتن مجیدی و حرفای حاشیه ای مظلومی و درگیری احمقانه ش باکارلوس کیروش  و ... کار رو خراب تر کرده.

 

دیشب دوباره شاهکار اصغر فرهادی رو دیدم. راستی تا یادم نرفته بگم از کار گلشیفته فراهانی حالا با هر انگیزه و تفکری اصلا خوشم نیومد اما هنوز به عنوان بازیگری توانا براش احترام قائلم.


 
comment نظرات ()
 
 
تور رستوران گردی من و اپسیلون
نویسنده : مهرداد - ساعت ۱٠:٠۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٤ شهریور ۱۳٩٠
 

چند وقتیه که گیر دادم.گیرم که بدم به این سادگیا ول کن نیستم.بعد از فست فود خوری اینبار نوبت رفتن به رستوران های منطقه مرفه نشینان کم درد شده . سومین رستورانُ دیشب رفتیم.خیلی دوس دارم غذای رستوران امپراطور(البته الان با تذکری که دریافت کرده بی اسم مونده تا حالا!) و معروفترین و قدیمی ترین و البته آبرو مندترین هتل اهواز رو امتحان کنم اما هم از هزینه غذا میترسم و هم از بد عادت تر شدن دوست عزیزم؟!. چون وقتی نوبت ایشون میشه با ترفندی مثال زدنی میخوان سر و ته قضیه رو هم بیارن.لازم به ذکر است که دعوت دُنگیو قبول ندارم و هر دفعه(بخوانید هر هفته) نوبت یکیه که اون یکیو دعوت کنه! ماشین هم باید بیاره .بازم مجبورم گلایه کنم که حضرت اقای اپسیلون(اسم مستعار دوست بنده در فضای سایبر) حتی اگه نمایشگاه اتومبیل داشته باشن، بازم ...

پ ن: اتفاق خوبی هفته گذشته افتاد.خوشحالم به مقدار لازم.


 
comment نظرات ()
 
 
نپسندیدم دیوار را!
نویسنده : مهرداد - ساعت ۱٠:٠٠ ‎ق.ظ روز جمعه ٤ شهریور ۱۳٩٠
 

 

 

  همیشه کارهای داریوشُ دوس داشتم .چکاوک ، سراب ردپای تو ، شکنجه گر، ای عشق، یاور همیشه مومن و... . البته به تازگی دایوش و فرامرز اصلانی اجرای جدیدی از ترانه ای عشق داشتن که انصافا موفقیت امیز بود.کار دوم این دو هنرمند ترانه دیوار هست .کلیپش هم پخش شده و طرفداران زیادی داره! اما به نظر من ترانه روزبه بمانی بسیار ضعیف  و مملو از شعارهای صرفا سیاسی .چیزی که ارزش هنری این کار رو تنزل داده.فکر میکنم این که باورهای سیاسی ویا حتی اجتماعی به شکلی سطحی در اثری هنری مطرح بشه نه تنها  کمکی به بالا بردن کیفیت موسیقایی نمیکنه ، بلکه خود مهمترین عامل ضعف کار هس.

 

پ ن: بازی هفته رو آبی ها بردن.دلم واسه تیم شهرم سوخت.خیلی جوونن بازیکناش .اگه مدیرای فولاد به جلالی فرصت بدن(البته قبلا به وینگو بگوویچ فرصت دادن و تیمی که با یه مش جوون بی ادعا در استانه سقوط بود،اگه اشتباه نکنم یکی دو فصل بعد با ملادن فرانچیچ قهرمان لیگ شد) میتونه یکی از بهترین تیمهای لیگ رو در اینده نزدیک بسازه.فولاد جزء معدود تیمهایی که فوتبال بازی میکن.پرسپولیس برد.یه جور ضعیف کشی بود.(نفت ابادان از حالا باید برای فرار از سقوط بجنگه ) آبادانی ها باید انتحاری بازی کنن.


 
comment نظرات ()
 
 
غیبت غیرموجه هم حدی داره!
نویسنده : مهرداد - ساعت ٩:٥٩ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٧ امرداد ۱۳٩٠
 

گشت و گذارهای غالبا بی هدف تو فیس بوک باعث شد تا کاملا بیخیال وبلاگ بشم. البته یه جورایی هم روزا واسم تکراری شدن صبح تا عصر سرکار و دائم شنیدن خبرای بد(همه جوره) و تنبلی خودمم بی تاثیر نبود در این غیبت به شدت غیرموجه 85 روزه!

دروس ترم گذشته پاس شدن با نمراتی ضعیف و معدلی شرم آور

وضع کار هم خدا رو شکر خوبه هر چند گرما گاهی وقتا بدجوری عصبی و غیرقابل مهارم میکنه(اعتراف میکنم تند مزاجیم مزید بر علت هم میشه ایضا!)

قراره با دوست و همکار عزیزم سفر 4 روزه به کردستان داشته باشیم.شاید این مسافرت بتونه حال و هوامو عوض کنه.

لیگ برتر شروع شده و به فاصله 4 روز بازیها داره برگزار میشه و همین سطح مسابقاتُ تنزل داده .نمیدونم عزیزمحمدی و رفقاش چه از کجا این مدل رو الگو گرفتن(حدسش خیلی دشوار نیست).اصولا ما قوانین و دستور العمل هامون حتی با بورکینا فاسو و مالدیو هم ذره ای مشابهت نداره .تابلو هس  بازیکنی که ریکاوری نداشته نمیتونه راندمان کاری حتی نرمال داشته باشه.

 

پ ن: در عجبم از جماعتی که سال به سال پای به مسجد نمیگزارن اما  در ماه مبارک چو موسم افطار رسد،فک و فامیل و رفیق و ... دنبال خودشون راه میندازن.


 
comment نظرات ()